وبلاگicon
سایت خوزستان چه خبر | استاد چخن شادمان
" وبگاه خوزستان چه خبر حامـــی و امیــــن مردم شریف شادگان "
داستان استاد چخن شادمان (قسمت ششم) - تیر ماه 96
نوشته شده توسط رهگذر شادگان در ساعت

 

 

 

یکی بود ، یکی دیگه هم بود

 

استاد چخن و وزیر استیضاح شده تغییر دو رقاص سیاسی شادمان بدلیل منافع مشترک به اتحاد نشستند تا چاره ای برای ولی نعمتشان کرده باشند ، وقت زیادی نمانده بود و به روزهای پایان کار شهردار ضعیف شادمان نزدیکتر می شدند !

استاد چخن با مکر و حیله ای که در سر داشت به صورت "مثلاً محرمانه"  به دیدن نماینده شادمان رفت و بی مقدمه برادر نماینده شادمان (ساکن طهران) را بهترین گزینه برای تصدی شهرداری شادمان معرفی کرد که این پیشنهاد موجب خوشحالی نماینده شد !


از طرفی دیگر وزیر استیضاح شده تغییر با کمک یک عضوشورای شهر برای ابقای شهردار شادمان و ادامه نقشه ای استاد چخن فکری تمام عیار کردند.

آنها که می دانستند دو عضو منتخب شورای شهر با نماینده شادمان سازگاری ندارند این فرصت را غنیمت شمرده و با دو عضو منتخب به جلسه نشستند و خبر شهردار شدن برادر نماینده و دخالت در امور شورا را مطرح کردند و در ادامه به این دو عضو منتخب گفتند بهتر است ‌با شهردار شادمان نشستی داشته باشیم و با قرار دادن شروط و خواسته ها با ادامه کار شهردار موافقت کنید تا دیگر جلسه انتخاب شهردار جدید صورت نگیرد و نماینده نتواند در امور شورای شهر دخالت کند  و برای پوشش خودتان می توانید با منزوی کردن شخصی مثل معاون شهردار، تمام کاس کوزه ها را سرش خراب کنید و گرفتار حرف مردم نشوید که چرا خلف وعده کردید و شهردار را تغییر نداید ..  بگویید شهردار انسان بی گناهی بود و با رفتن معاونش شروع به کار کردن می کند!

 

در پایان این داستان ، مریدان انگشت به دهن ماندند و خشتک ها بدریدند و بر سرزنان گریختند !

 

 

این داستان ادامه دارد . . .

 

(برای خواندن قسمت های 1 تا 6 استاد چخن شادمان روی لینک زیر کلیک کنید)

http://09379533151.blogfa.com/category/50


برچسب‌ها: استاد چخن شادمان
موضوع : استاد چخن شادمان
داستان استاد چخن شادمان (قسمت پنجم) - اسفند ماه 95
نوشته شده توسط روابط عمومي در ساعت

 

 

يكي بود سه تا ديگه هم رنگش اضافه شد!


بعد از آتش بس تدبيري ها و تغييري ها عليه استاد چخن بالاخره شهردارضعيف شادمان بعد از فصل ها قهر و دوري بارديگر به وزیر استیضاح شده تغيير يا همان مسافر پياده شده از قطار تغييري ها  لبيك گفت  اما اين دوستي بعد از كنار گذاشته شدن شهردار شادمان از سمت نماينده اتفاق افتاد واين شد كه شهردار شادمان با همراهانش به ديدن وزير سابق امور خارجه تغييري ها رفت كه منجر به عقد عهدنامه اي دو سر سود شد!


استاد چخن اينك بين دوراهي اعتماد وبي اعتمادي قرار گرفت و چاره اي جز صبوري نداشت!


اما در اين مدت كه حلقه اختلافات اطرافيان نماينده گسترده شده بود ، استخدام هاي بي در وپيكر دهها نفر در شهرداري شادمان باوجود اینکه اقایان  سال گذشته اعلام کرده بودند نیروی مازاد دارند و برخی ها که جزو نیروی مازاد بودند اقدام به خود سوزی کردند، متاسفانه استارت خورده و آن هم به بهانه قبول شدگان استخدامي هاي سال ١٣٩٢!


استاد چخن در يك طرف كفه  و شهردار شادمان و  مافياي تغيير در كفه ديگر وسنگين تر قرار دارند و تا آنجايي كه ديده مي شود ظاهراً قسمتي از تدبيري ها به آغوش تغييري هاي از میدان خارج شده رفته اند.


حال بايد منتظر شد تا انتخابات شوراي شهر اين بخت برگشتگان  چه بلايي قرار است سر شادمان بياورند !

 


اين داستان ادامه دارد...


برچسب‌ها: استاد چخن شادمان
موضوع : استاد چخن شادمان
داستان استاد چخن شادمان (قسمت چهارم) - آذر ماه 95
نوشته شده توسط رهگذر شادگان در ساعت

 

 

 

یکی بود ، بودش زیاد بود !

 

استاد چخن بعد از قیچی کردن اطرفیان نماینده شادمان که همان کنار زدن تدبیری ها بود ، آنها را به یک جبهه غیر قابل کنترل تبدیل کرد ، غافل از اینکه بیشتر اثرات و ضربات منفی تدبیری ها برعلیه سلطان شادمان نشانه می رفت!

جبهه تدبیر که در مرحله اول مورد شبیخون قرار گرفت ، با عزمی جزم به جمع آوری نیروهای خود پرداخت و با ساخت و ساز دیوار های بلند به استاد چخن شادمان هشدار و اعلام آماده باش داد که اینبار همانند دفعه قبل دیوار ما کوتاه نیست!

گروه ویژه سلطان شادمان که از قدیمی ترین اطرافیان نماینده بودند ، احساس خطر کرده و متوجه شدند که احتمالاً بعد از تدبیر نوبت کنار زدن آنها از طرف نماینده شادمان است و بدون فوت وقت در جا شیپور جنگ را به صدا در آورند و با به پرواز در آوردن دو فروند از جنگنده های F 14  مواضع چخن را مورد اصابت قرار دادند!

از سوی دیگر تغییری ها که کینه شتری از چخن به دل دارند ، همزمان با آغاز حمله گروه ویژه سلطان شادمان نیز 4 عدد از موشک های بالستیک بنام "تغییر1"  را به سمت انبار مهماتی استاد چخن شلیک و مورد هدف قرار داده و آن را متلاشی کردند و از این انبار مهماتی بر علیه چخن استفاده کردند!

استاد چخن با سر در گمی  خود را در بن بست دید و انتظار نداشت همزمان مورد هجوم سه جبهه قرار گیرد و مجبور شد برای مدتی با این وضعیت پیش آمده بسوزد و بسازد!

 

 

این داستان ادامه دارد . . .


برچسب‌ها: داستان استاد چخن شادمان, قسمت چهارم
موضوع : استاد چخن شادمان
داستان استاد چخن شادمان (قسمت سوم) - مهر ماه 95
نوشته شده توسط روابط عمومي در ساعت

 

 

 

یکی بود یکی اضافه شد!

 

استاد چخن شادمان آب پاکی را روی دست شادمانی ها ریخت و بالاخره پُست جدید خود  که همان "مشاور  خالی نماینده" است را به بطور رسمی از طریق برجک های مجازی خود اعلام کرد و خشم! دیگر اطرفیان نماینده  را شکست!

 

انتخابات شورای شهر نزدیک است اما استاد چخن می داند که اگر بخواهد به امور انتخابات برسد و دست از سلطان شادمان بردارد ، بعید نیست که از پُست "مشاور خالی نماینده" برکنارش کنند زیرا که بیشتر اطرافیان نماینده شادمان او را قبول ندارند و مهمتر از همه اینکه می داند شخص نماینده نمی تواند بطور علنی در ستاد انتخاباتیش تبلیغ کند.

 

استاد چخن می دانست که یک انسان عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود ، یعنی اینکه  اطرافیان نماینده کنونی اشتباه تغییری ها را نمی کنند !

 

استاد چخن برای ضابع نشدن خود مقابل آن دسته از هوادارانش و پیشگیری از پیوستن خود به قافله مهره های سوخته چاره ای جزء قیچی کردن اطرافیان نماینده شادمان نداشت .

استاد چخن برای مرحله اول قیچی زنی ،   دیواری کوتاه تر از تدبیری ها پیدا نکرد و در لباس دلالان سیاسی از دو طرف شروع بکار کرد !

یعنی دفتر نماینده ! و رییس هنرمندان !

 

این داستان ادامه دارد . . .


برچسب‌ها: داستان استاد چخن شادمان, قسمت سوم
موضوع : استاد چخن شادمان
داستان استاد چخن شادمان  (قسمت دوم) - شهریور ماه 95
نوشته شده توسط مشاور انجمن (نویسنده1) در ساعت

 

 

 یکی بود یکی کم بود !

بعد از انتصاب استاد چخن در پُشت (ببخشید پُست) عکاس باشی سلطان شادمان کارها تقریبا خوب پیش رفت  ،  بطوریکه توانست اعتماد دوست دوستان نماینده مردم شادمان را جلب کند!

استاد چخن برای عملی کردن افکارش نیاز به برجک های مراقبت و حمایت کننده داشت که یکی از آن برجک حمایتی در فضای مجازی بود زیرا بعد از تغییر "التغییر!" حامیان مجازی خود را از دست داد و اکنون باید از "نو!"  از نقطه صفر شروع کند .

نزدیک به تاریخ انقضای شورای شهر شادمان است و استاد چخن وقت زیادی ندارد پس تا توانست از موقعیتش از امکاناتی چون دوربین عکاسی (canon) ، وسیله ایاب ذهاب و غیره برای دعم  دست نشانده های جدیدش در فضای مجازی  استفاده کرد.

استاد چخن در خلوت خود گریبانگیر افکار عجیب و امواج منفی نا امیدی بود و هرچه در ذهن خود سعی می کرد قانع کند که هنوز همان استاد چخن سابق است نشد! و این شد!  که دومین برجک مراقبت خود را در شعاع km100  شادمان ساخت تا حداقل بتواند برای نماینده شامان در بیرون شهر خود از خود نشان دهد!

 

 

این داستان ادامه دارد  . . .

موضوع : استاد چخن شادمان
داستان استاد چخن شادمان (قسمت اول) - مرداد ماه 95
نوشته شده توسط رهگذر شادگان در ساعت

 

 

 

یکی نبود این یکی بود

استاد چخنی بود ، خود را جنتلمن شهر می دانست.

با هزاران رای وارد شورای شهر شادمان شد و دل هوادارانش را شاد کرد ، سال ها می گذرد اما استاد چخن کاری از پیش نبرد . . .

آش همان آش ... و کاسه همان کاسه

وعده های انتخاباتی محقق نشد ، استاد چخن باید فکری می اندیشید !

به این نتیجه رسید که راهی جز چسبیدن به دم شیر ندارد .

فکر می کرد با چسبیدن به دم شیر که همان نماینده شادمان است ،  بتواند در ماراتن سیاسی ادامه بازی دهد و همچون گذشته با لقب استاد چخن از طریق سیاسی کاری به نان و نوایی  برسد .

استاد چخن یقین  داشت  در شورای شهر شادمان دیگر جایی ندارد و با این روندی که پیش می رود نیجه ی آن دو حالت در برنداشت ؛ یا اینکه سرانجام به مهره های سوخته سیاسی شادمان می پیوست ! یا هر چه در توان دارد صرف نماینده شادمان کند تا به پست و مقامی برسد !

سلطان شادمان که بازی های سیاسی افرادی چون استاد چخن را از رو می خواند ، با دادن پست عکاسی در کانال تلگرامی خویش به استاد چخن  اکتفا کرد .

استاد چخن به این پست لبیک گفت و با جان و دل برای آن تلاش می کند ، کار به جایی رسید که حتی از عکس گرفتن حرفه ای و "بشین پاشو" با گوشی موبایل خود دریغ نکرد .

 

این داستان ادامه دارد . . .


برچسب‌ها: داستان استاد چخن شادمان
موضوع : استاد چخن شادمان