
یکی بود یکی کم بود !
بعد از انتصاب استاد چخن در پُشت (ببخشید پُست) عکاس باشی سلطان شادمان کارها تقریبا خوب پیش رفت ، بطوریکه توانست اعتماد دوست دوستان نماینده مردم شادمان را جلب کند!
استاد چخن برای عملی کردن افکارش نیاز به برجک های مراقبت و حمایت کننده داشت که یکی از آن برجک حمایتی در فضای مجازی بود زیرا بعد از تغییر "التغییر!" حامیان مجازی خود را از دست داد و اکنون باید از "نو!" از نقطه صفر شروع کند .
نزدیک به تاریخ انقضای شورای شهر شادمان است و استاد چخن وقت زیادی ندارد پس تا توانست از موقعیتش از امکاناتی چون دوربین عکاسی (canon) ، وسیله ایاب ذهاب و غیره برای دعم دست نشانده های جدیدش در فضای مجازی استفاده کرد.
استاد چخن در خلوت خود گریبانگیر افکار عجیب و امواج منفی نا امیدی بود و هرچه در ذهن خود سعی می کرد قانع کند که هنوز همان استاد چخن سابق است نشد! و این شد! که دومین برجک مراقبت خود را در شعاع km100 شادمان ساخت تا حداقل بتواند برای نماینده شامان در بیرون شهر خود از خود نشان دهد!
این داستان ادامه دارد . . .





