
خوزستان چه خبر ؛ وقتی بارون و برف خوب میاد ،زمین هر چی تو دلش داره میریزه بیرون، گل و گیاه و خار و علف هرز!!
دانه ها و بذرهایی که سال ها موقعیت رشد نداشتن، رشد میکنن! گاهی وقتها این رویش ها، آدم رو متعجب میکنه، از خودش می پرسه، اینا دیگه از کجا سر براوردن؟ کی این بذر در خاک کاشته و کِی!! تا امروزی بیاد و تبدیل به یک بوته بشه؟
این حکایت ما آدماست، دلها و وجود و روح ما هم مثل همین زمین دنیاست، بذرهای ریاست طلبی و شهوت و ....و البته بذرهای محبت و عشق و خداپرستی رو توی وجودمون می کاریم یا می کارند و وقتی محیط مناسب برای رشدشون پیدا بشه، سر از وجودمون بر می آورند، یکی به مقامی میرسه و اون وقته که از شکوفا شدن بذر خیانت تو وجودش، میفهمه که اینجوریه، یکی بارون ولایت بهش می باره و می فهمه شمر یا عمرسعد یا حبیب بن مظاهر و یا حّره، یکی به پول و مقامی میرسه و بذرهای شکم پرستی و شهوت پرستی تو وجودش رشد می کنه،خلاصه اینه که مواظب باشیم کدوم دست و با چه نیتی توی وجودمون بذر می پاشه.
خدا یا شیطان؟
شیطان تنها کشاورزی است که یک بذر را 20 سال یا 30 سال و یا بیشتر مراقبت میکنه، تا در کربلای آدمها، اونها رو مقابل امام زمانشان قرار بدهد و البته خدا هم بذر محبت خودش را از بدو خلقت تا روز مرگ آدمها، توی دل تک تکشون می کاره و منتظر میشه این بذر به شجره طیبه تبدیل بشه.





